روزي از روزها ، شبي از شبها همين...
خواهم افتاد و خواهم مرد ،
اما مي خواهم هر چه بيشتر بروم ، تا هر چه دورتر بيفتم ،
هرچه ديرتر و هرچه دورتر بميرم
نمي خواهم حتي يک گام یا يک لحظه پيش از آنکه مي توانسته ام بروم و بمانم ، افتاده باشم و جان داده باشم .
تـــاريــخـــ یکشنبه یکم اسفند 1389ســــاعـتـــ
0:0 نـــويـســـنـده رهگذر| |






